*
*
*
*
*
*
*

در جهان رياضيات

در جهان رياضيات

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

دوشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۸

 

 

 پيام هاي ديگران ()

...........

یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

بعد از تقريبا يک سال و نيم..!

سلام به همه ی کسانی که به اینجا سر می زنند....(البته اگه کسی سر بزنه..!)

چند وقت است که اینجا را بروز نکرده ام...و فکر نمی کنم دیگر اینجا بروز شود..(البته اگر شما بخواهید که بروز کنم حتما این کار را انجام خواهم داد...اگر می خواهید در قسمت نظرات بگویید...اگر افراد زیادی خواهان بروز کردن اینجا بودند من با کمال میل این کار را خواهم کرد.)

و اما این پست برای چیست؟؟

راستش خودم هم نمی دانم!!...ناگهان احساس کردم دلم برای اینجا خیلی تنگ شده...و خاطرات آن روزها که با شوق دنبال مطلب می گشتم تا در این وبلاگ بگذارم برایم زنده شد...

حس می کنم از آن موقع تا حالا خیلی چیزها تغییر کرده....و من هنوز بهشان عادت نکرده ام..!

نمی دانم چرا این ها را اینجا می گویم..!..شاید چون اینجا گذشته ای را برایم زنده می کند که دیریست مرده!

آن موقع که با شور و شوق این وبلاگ را می خواستیم با یکی از دوستانم درست کنیم(که البته او حتی یک بار هم اینجا را ندید) هرگز فکر نمی کردم که فقط تا یک مدت کوتاه این وبلاگ به کار خودش ادامه بدهد و یا به اینکه یک سال و نیم بعد بیایم و چنین چیزهایی اینجا بنویسم..!

خیلی زود گذشت..!

خداحافظ...!

شاید تا همیشه!...

 پيام هاي ديگران ()

...........

سه‌شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٤

 

 

                            جادوي اعداد    


اگر از كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهرآنجايي كه هنوز رگه‌هايي از خانه‌هاي قديمي كاهگلي يافت مي‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهاي خانه‌هايي را مي توان ديد كه روي آن 1+12  به جاي سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم مي توان يافت تحت اين عنوان: نحس بودن 13 !
آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوي 13 است كه به نظر جالب مي رسد !!!

  

● 13 عدد اول است.     

● 1-13^2  عدد اول مرسن است.

● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)
 

● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp  عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13  بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."

●2^13،  1+!12 را عاد مي‌كند.

● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده  10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)

● 13نيمي از  3^3+ 3^1- است.
 

●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2،  مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا  عدد 5 عدد ويلسون است.  تنها اعداد شناخته شده 5  و 13و 563 است .)

●چرتكه چيني داراي  سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.

  13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.

 ● 1+13- 13^13 عدد اول است.

 ● نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد    113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد  اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)  

 

 ● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي  حداقل با دو رقم مجزا هستند  كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337  ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به  13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)


● هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.

● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)

● رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.

●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.

 

●131211109876543212345678910111213عدد اول است.

● معكوس عدد 2^13 عددي اول است.

● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفي از حل معادله‌ي 13 است.)

● 13كوچكترين عدد اولي است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعني 2^3+2^2 بدست مي آيد.

●اقليدس و ديافانتي هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند.

●با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2

●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك  هيچگاه به پايان نرسيد.

● بعضي از افراد فكر مي كنند كه عدد 13 عددي نحس است.

●مجموع  نخستين 13عداد اول  برابر 13 امين عدد اول است.

●رساله 13 جلدي Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود.  قضيه‌ي رياضي را با توجه به حركتهاي ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت.

● مجموع باقي مانده هاي حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است.

●  13كوچكترين عدد اولي است كه مجموع ارقام آن مربع است.

●13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+4(  كه p اول است) نوشته مي شود.

● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجواني رسيدن و تنها 3 نفر باقي ماندند.

● مجموع توانهاي چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه‌ي عدد يك ، عددي اول(6870733) است.

● 13  كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با : 
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

● اگر براي عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1   " mod p^2 )    آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)

● (13+1)13-13^(13+1) عددي اول است.

● بد يمن بودن روز جممعه ايي كه 13امين  روز ماه باشد يكي از خرافات رايج در جوامع است.

●13كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست.

●به طور طعنه آميز گفته مي شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختي است.

●13بزرگترين عدد اول فبوناچي است كه(13)Fاول است.

13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثي ساخته مي‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ...  اعداد مثلثي هستند.)

 
مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است.

 
.به طور طبيعي هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 مي شود.

 
13="2^3+1^3+0^3 

 
  كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده مي‌شود و همچنين كوچترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته مي‌شود.

 
13بزرگترين عدد اول مينيمال در پاي 3 است.

 
 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)


13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3)


0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولي هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.)


13-13^2عدد اول است.


13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13  دو عدد پانزده رقمي اول هستند.


13جوابي براي معادله‌ي ديوفانتوسي (Diophantine Equation)  z^2="x^3-y^3" است. يعني؛ 3^7-3^8="2^13


13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددي اول است كه شامل 13بار تركيباتي از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.


ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بي نتيجه ماند علت انفجار در قسمتي از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13  پرتاب شده بود  و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)


13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادي هستند كه به نام رياضيدان فرانسوي     EdouardLucasنامگذاري شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته مي شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله هاي بعدي از مجموع دو جمله قبلي ساخته مي شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است.


(13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp   شناخته شده هستد.

 
 13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+pq+p   نوشته مي‌شود.

 
● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادي Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)


 پيام هاي ديگران ()

...........

جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

 

                    روش محاسبه سن عقلی

 

سلام دوستان عزيز 

برای بدست آوردن سن عقلی خود کافيست سن تقويمی خود را ضرب در ضريب هوشی تان کرده و سپس آنرا بر ۱۰۰ تقسيم کنيد.

سن عقلی : سن تقويمی × ضريب هوشی  ٪ ۱۰۰  

برای فهميدن ضريب هوشی دقيق خود به سايت زير مراجعه کنيد :

                                                                    www.iqtest.dk           

تا مطالب بعد

 

 پيام هاي ديگران ()

...........

جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

 

                   کاشي هاي خود پوشاننده   

 

کاشي خود پوشاننده شکلي است که بتوان محيط آن را با شکل هاي مشابه خودش پوشاند به طوري که شکل حاصل شامل هيچ حفره اي نباشد. همانطور که مي بينيد اين چينش، به صورت حلقه حلقه است. در اينجا، حلقه ي اول سبز پررنگ و حلقه ي دوم سبز کمرنگ است.

بيشترين تعداد حلقه هايي را که مي توان دور يک شکل چيد، عدد چينش آن شکل مي گويند. مثلا عدد چينش مستطيل بي نهايت است.همين طور عدد چينش مربع و مثلث هم بي نهايت است. و عدد چينش دايره صفر است.
اولين سوالي که مي توان در مورد عدد چينش پرسيد اين است که آيا شکلي وجود دارد که عدد چينش آن بي نهايت يا صفر نباشد؟ فردي به نام Heesch يکي از اولين افرادي بود که چنين شکلي را پيدا کرد. شکلي که او پيدا کرد همان شکلي است که در بالاي مقاله گذاشته شده است. مربعي که به يک مثلث متساوي الاضلاع و به يک مثلث قائم الزاويه با زاويه هاي 30-60-90 متصل شده است. همان طور که در شکل نشان داده شده شما مي توانيد آن را با کپي هايي از خودش دورچيني کنيد.
حالا سعي کنيد بوسيله ي اين کاشي و کپي هاي آن تمام صفحه را بپوشانيد، بدون اين که در صفحه فضاي خالي باقي بماند و يا اينکه دو کاشي روي هم قرار بگيرند. متوجه خواهيد شد که اين کار امکان پذير نيست. در حقيقت مي توان ثابت کرد هيچ چينشي از اين کاشي با خصوصيات فوق روي صفحه وجود ندارد. يعني عدد چينش اين شکل بينهايت نيست.

در مدت کوتاهي شکل هاي ديگري با عددهاي چينش بيشتر هم پيدا شدند:

کاشي با عدد چينش ۱

کاشي با عدد چينش 2




کاشي با عدد چينش 3

آيا مي توانيد ثابت کنيد عدد چينش شکل بالا 3 است.
راهنمايي: به اين نکته دقت کنيد که در يک کاشي تکي از اين نوع دو دندانه ي خارجي و يه دندانه ي داخلي داريم. در يک چينش از اين کاشي ها اين تفاوت دندانه ها در محيط چينش ظاهر خواهد شد.

کاشي با عدد چينش 4




کاشي با عدد چينش 5

تا کنون هيچ کاشي اي با عدد چينش بيشتر از 5 پيدا نشده است.


اگر فرض مساله را کمي تغيير دهيم، مي توانيم به اعداد بالاتري هم برسيم. مثلا اگر فرض اينکه هيچ حفره اي در شکل وجود نداشته باشد را برداريم، ( اما هنوز بايد کاشي هاي همسايه به هم وصل باشند). مي توانيم کاشي با عدد چينش 4 بسازيم:

پيدا شدن اين کاشي ها و پيدا نشدن کاشي هايي با عدد چينش بيشتر از 5 تا اين لحظه، اين سوال را مطرح کرده است:
آيا عدد چينش ماکزيمم وجود دارد؟ ( يعني عدد n  وجود دارد که اگر يک کاشي را بيش از n دور دور خودش چيديم، بتوانيم نتيجه بگيريم عدد چينش آن کاشي بي نهايت است.)
در حال حاضر هيچ جوابي براي اين سوال وجود ندارد. حدس هايي وجود دارد مبني بر اينکه اين عدد وجود دارد ( در حالي که از خود عدد بي اطلاعيم). افرادي هم هستند که حدس مي زنند عدد چينش ماکزيمم وجود ندارد.
 به عنوان آخرين مثالها باز هم تعدادي از اين نوع چينش کاشي را تماشا کنيد:






                   

 پيام هاي ديگران ()

...........

شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

                         عجيب‌ترين نوار دنيا                       

 

يک تکه کاغذ برداريد، آن را نيم دور بپيچانيد و دو انتهای آن را به هم بچسبانيد. موجود ساده ای که ساخته ايد، کلی خاصيت های عجيب و غريب دارد.


مثلا حتما می دانيد که اگر سر و ته يک نوار را بدون پيچش به هم بچسبانيم، يک استوانه مانند ساخته ميشود که اگر آن را از وسط ببريم، دو تکه ميشود. اما اگر همين کار را روی اين نوار عجيب انجام دهيم يک تکه باقی ميماند و تنها طولش دو برابر می شود.

 برای اينکه با خاصيت های ديگر اين موجود آشنا شويد چند تکه کاغذ و چسب نواری و قيچی برداريد و سعی کنيد جواب اين سوالات را پيدا کنيد. به کمک جواب اين سوال ها تردستی های زيادی طراحی شده است. شما هم می توانيد به کمک آن ها دوستانتان را به تعجب واداريد.

 فرض کنيد قبل از آنکه دو سر نوار را به هم بچسبانيم، به جای يک بار، دو بار آن را بپيچانيم و بعد از وسط ببريم. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 اگر نوار را سه، چهار، پانزده ....   بار بپچانيم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه فرقی بين عددهای زوج و فرد هست؟
راهنمایی

اگر به جای يک برش از وسط نوار دو برش به فاصله يک سوم از لبه ها بزنيم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
 راهنمایی

اين موجود را Augustus Mobius رياضيدان و منجم آلمانی در سال 1858 کشف کرد و به همین خاطر نام آن را نوار موبيوس گذاشتند.. خاصيتی که در اين نوار توجه موبيوس را جلب کرد، يک طرفه و يک لبه بودن آن بود. اين نوار عجيب تنها يک رو دارد، يعنی يک مورچه که در نقطه ای از يک نوار موبيوس کاغذی ايستاده می تواند بدون رد شدن از لبه کاغذ به پشت آن نقطه (در سمت ديگر کاغذ) برسد. در حقيقت اين نوار اصلا پشت ندارد. اين خاصيت را می توانيد در نقاشی زير ببينيد. همين طور، لبه اين نوار از يک تکه تشکيل شده: يک دايره که روی خودش تا شده است.


Mobius Band II  اثر   escher

به نظر شما آيا نوار هايی که با تعداد زوجی پيچاندن ساخته می شوند هم اين خاصيت ها را دارند؟

 

منبع :

                                                             http://www.schoolnet.ir

 

 پيام هاي ديگران ()

...........

پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

      هر کدام از ما وقتي به دنياي ماموران مخفي و جاسوسان فکر مي کنيم چيز هاي زيادي به ذهنمان مي رسد: سفرهاي خارجي، ماموريت هاي خطرناک، اسلحه هاي عجيب و ماشين هاي سريع. کمتر کسي در کنار اين چيزها به رياضيات فکر مي کند. اما بايد بدانيم رياضيات در فهميدن پيامهاي سري و شکستن رمزها نقش اساسي بازي مي کند و در طول تاريخ رياضيدان ها نتيجه نبردهاي فراواني را با شکستن رمزها تغيير داده اند.

اولين بار سزار امپراتور رم باستان براي آنکه بتواند بدون اطلاع دشمن با ا ارتشش در سراسر دنيا در ارتباط باشد نوعي رمز را بکار گرفت. اين رمز به اين شکل بود که براي فرستادن يک پيام جاي هر حرف را با سومين حرف بعد از آن در الفبا عوض مي کردند، مثلا به جاي 'A' حرف 'D'  و به جاي 'X' حرف 'A' را مي گذاشتند.

بنابراين براي از کد خارج کردن پيام ها کافي بود دريافت کننده جاي هر حرف را با سومين حرف بعد از آن در الفبا عوض کند. مثلا سعي کنيد اين پيغام سزاري را از رمز خارج کنيد:

hqhpb dssurdfklqj
wkluwb ghdg
uhwuhdw wr iruhvw

خب، ممکن است بپرسيد چه رياضياتي در کار است. رياضي وقتي وارد ماجرا مي شود که به هر حرف يک عدد نسبت دهيم. در اين صورت فرايند کد کردن مثل اضافه کردن عدد 3 به عدد اوليه خواهد بود

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25

مثلا براي به رمز درآوردن 'A' :  داريم  0+3=3
براي اينکه در مورد حرف هاي نزديک به پايان الفبا دچار مشکل نشويم بهتر است به جاي جمع معمولي از جمع به پيمانه 26 استفاده کنيم، يعني به جاي هر عدد از باقيمانده تقسيم آن عدد بر 26 استفاده کنيم.
مثلا براي 'X' داريم:             (به پيمانه 26) 
 23+3=26=0
مثلا براي 'Y' داريم:             (به پيمانه 26) 
 
24+3=27=1
مثلا براي 'T' داريم:             (به پيمانه 26) 
 19+3=21=21

      براي از رمز درآوردن هم مي توانيم از تفريق به پيمانه 26  استفاده کنيم. واضح است که مي توانيم به جاي انتقال 3 تايي از هر انتقالي بين 1 و 25 استفاده کنيم، اما همانطور که احتمالا حدس زده ايد شکستن اين رمز خيلي ساده است يعني يک جاسوس مي تواند با امتحان کردن همه 25 انتقال ممکن به سرعت رمز را بشکند.

  با روشي که توضيح داديم اين نوشته را از رمز در آوريد:                RFYM  KTW FQQ

حالا به سراغ يک روش پيچيده تر مي رويم. فرض کنيد به ازاي هر حرف الفبا يک علامت جايگزين کنيم، مثلا '*' به جاي 'A' و '+' به جاي 'B'. مثل رمزي که ماري ملکه اسکاتلند براي مکاتباتش بر عليه اليزابت اول ملکه انگليس بکار مي گرفت و نمونه آن را مي بينيد.

کد مورس و الفباي بريل هم در حقيقت رمزهايي از اين نوع هستند.

 تا مدت ها مردم فکر مي کردند شکستن اين رمز ناممکن است تا اينکه سرو کله آمار رياضي پيدا شد.

graph showing frequency of letters in English

      نموداري که مي بينيد فراواني حروف الفبا را در زبان انگليسي نشان ميدهد. اين اطلاعات از شمارش حروف مختلف در حجم زيادي از نوشته ها مثل کتاب ها و روزنامه ها بدست آمده است. اين نمودار مثلا نشان مي دهد به طور ميانگين 13.5 درصد از حروف بکار رفته در متن هاي انگليسي E هستند، که فراوان ترين حرف الفبا است. بنابراين وقتي رمزي از نوع بالا داريم احتمالا علامتي که بيش از همه تکرار مي شود علامت متناظر E است و فراوانترين علامت بعد از آن متناظر 'T' است. سرنخ هاي ديگري هم وجود دارد مثلا تنها دو کلمه يک حرفي در انگليسي وجود دارد: 'I' و 'A'  و همچنين 'AND' و 'THE'  کلمات خيلي معمولي هستند با کمک اين سرنخ ها و کمي آزمايش و خطا ميتوان اينگونه رمزها را شکست.همين روش باعث شد که ماري سرش را از دست بدهد.

   خوب است سعي کنيم جدولي مثل جدول بالا براي زبان فارسي بسازيم. براي شروع سعي کنيد با بررسي متن هاي اطرافتان سه تا از فراوانترين حروف در فارسي را پيدا کنيد.

اين ها چندتايي از روش هاي مقدماتي رمز نگاري و رمزگشايي و شکستن رمزها بود براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توانيد به اين کتاب مراجعه  کنيد:

آشنايي با رمزگشايي به روش رياضي، آبراهام سينکوف، ترجمه عبادالله محموديان، رياضيات پيش دانشگاهي - 22 ، مرکز نشر دانشگاهي،1374

 

بر گرفته از سايت:

www.tebyan.net

 

 پيام هاي ديگران ()

...........

پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

                         تست ضريب هوش

 

حتما در مورد تست ضريب هوش صحبتهای زيادی شنيديد! بر آن شديم که چند سئوال از سئوالات تست ضريب هوش را در اينجا نصب کنيم تا شما هم خودتان را امتحان کنيد! در زير، شما تصاويری ميبينيد که از دو قسمت تشکيل شده اند ! اولي تصويری هست که جای در آنجا خالي ميباشد که با علامت سئوال نشان داده شده است ! شما از تصوير زير آن که روی آنها حروف « آ بي سي .....» انگليسي نوشته شده است ، جواب پيشنهادی را انتخاب کنيد و همين ترتيب را در سئوالات ديگر رعايت کنيد .


سئـــــوال اول :



===============-----===============

سئـــــوال دوم :



===============-----===============

سئــــوال سوم :



===============-----===============

سئــــوال چهارم :


===============-----===============

سئــــوال پنجم :



===============-----===============

سئـــــوال ششم :



===============-----=============

برای دريافت جواب سئوالها به اينجا کليک کنيد

 


 

 پيام هاي ديگران ()

...........

سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

              يک کاغذ را چند بار می توان تا کرد؟

 

     شايد تا کنون شده باشد که در مواقعی که بيکار هستيد يا اينکه انتظار خبر مهمی را می کشيد برای سرگرم کردن خودتان کاغذی را که در اطرافتان هست برداريد و شروع به تا کردن آن  کنيد و بعد از چند بار متوجه شويد که ديگر نمی شود کاغذ را تا کرد. در اين صورت يا از تا کردن کاغذ منصرف می شويد يا آن را باز می کنيد و دوباره شروع به تا کردنش می کنيد... البته ممکن است قبل از اينکه به آن زمان برسيدخبر مهم به شما داده شود  و کاغذ را به جای اولش برگردانيد !!!

     اين مسئله را همه ما تجربه کرده ايم اما شايد هيچ کدام از ما به طور جدی روی آن فکر نکرده باشيم.

     اگر ورق را هر بار طوری تا کنيد که اندازه آن نصف شود بيش از ۷ يا ۸ بار نمی توانيد آن را تا کنيد. مهم نيست ورق اوليه شما چقدر بزرگ باشد. شايد تا به حال اين قضيه را شنيده باشيد و سعی کرده باشيد که آن را امتحان کنيد و متوجه شده باشيد که تا کردن کاغذ بيش از۷ يا ۸ بار بسيار سخت است. آيا می توان گفت که اين اعداد يک محدوديت مستدل و عمومی برای تا کردن کاغذ هستند؟

فرض کنید شما کاغذی را انتخاب کرده ايد که دارای پهنای w و ضخامت t است . اگر شما شروع به تا کردن ورق از يک سمت بکنيد وقتی به جايی برسيد که ديگر نتوانيد کاغذ را تا کنيد يک نوار باريک خواهيد داشت.
با هر تا کردن ضخامت کاغذ دو برابر می شود و پهنای آن نصف خواهد شد. يعنی بعد از N بار تا کردن ضخامت خواهد بود و البته مشخص است که پهنا   می شود و نسبت ضخامت به پهنا برابر    می شود.
اگر با کاغذی به پهنای 11cm و ضخامت 0.002cm اين کار را انجام دهيد بعد از 7 بار تا کردن نسبت t/w برابر 1/6 می شود. اين بدان معنيست که اندازه ضخامت از پهنا بيشتر می شود و در نتيجه ديگر قادر به تا کردن کاغذ نخواهيد بود. اگر اين کاغذ را 50 بار بزرگتر کنيد شايد بتوانيد آن را تا ۱۰ بار هم تا کنيد.

اگر به صورت متناوب کاغذ را از عرض و طول تا کنيد ممکن است تعداد دفعات بيشتری بتوانيد به تا کردن کاغذ ادامه دهيد. در اين صورت هر بارضخامت دو برابر می شود در صورتی که پهنا هر دو دفعه يک بار نصف می شود.

چندين سال پيش هنگامی که بريتنی گاليوان در دبيرستان درس می خواند با اين مسئله رو به رو شد که چگونه کاغذی را ۱۲ بار تا کند . او بايد برای گرفتن نمره از يکی از کلاسهايش اين مسئله را حل می کرد. بعد از آزمايش راه های مختلف او موفق شد که ورقه نازکی از طلا را ۱۲ بار تا کند. اما مسئله طرح شده در باره کاغذ بود و نه طلا.

گاليوان بر روی معادله تعداد دفعاتی که می توان يک کاغذ با اندازه معين را تا کرد کار کرد.

                                    

که در آن L کمترين درازای کاغذ، t ميزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتی است که می توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L بايد يکسان باشد.

براي يک طول و ضخامت معين عبارت  بيانگر آن است که صفحه بعد از n بار تا کردن چند برابر کوچک شده است. با n=0 شروع می کنیم و به همين ترتيب به رشته ای از اعداد به اين صورت می رسيم:

0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .

اين به اين معنی است که در تای دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذی که در تای اول از دست می رود از دست خواهد رفت.

گاليوان در کتابی با نام ((Historical Society of Pomona Valley)) چگونگی به دست آوردن اين معادله و تلاشش برای حل مشکل را توضيح داده است. بالاخره در June 2002 گاليوان يک کاغذ بزرگ را ۱۲بار تا کرد.

    

 


بر گرفته از :

 Ivars Peterson
 Folding Paper in Half, Twelve Times, Jan 2004                 

 پيام هاي ديگران ()

...........

سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

                          تاريخچه عدد صفر

 

      
     يکی از معمول ترين سوال هايی که مطرح ميشود اين است که: چه کسی صفر را کشف کرد ؟ البته برای جواب دادن به اين سوال به دنبال اين نيستيم که بگوييم شخص خاصی صفر را ابداع کرد و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده ميکردند.

     اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقی می شود. يکی از کاربرد های عدد صفر اين است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) به کار می رود. بنابر اين در عددی مانند ۲۱۰۶ عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که به طور قطع اين عدد با عدد ۲۱۶ کاملا متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد به کار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنيم.

    هيچکدام از اين کاربرد ها تاريخچه پيدايش واضحی ندارند. در دوره اوليه تاريخ کاربرد اعداد بيشتر به طور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. به طور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ...به کار می بردند و در اين گونه مسايل هيچگاه به مساله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفی باشد.

    بابلی ها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هيچ نمادی را برای جای خالی در جدول به کار نمی بردند. می توان گفت از اولين نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردند گيومه (") مثلا عدد ۶"۲۱ نمايش دهنده ۲۱۰۶ بود. البته بايد در نظر داشت که از علا‌‌ئم ديگری نيز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين رقم آورده نمی شدند بلکه هميشه بين دو عدد قرار می گرفتند. به طور مثال عدد "۲۱۶ را با اين گونه علامت گذاری نداريم. به اين ترتيب به اين مطلب پی می بريم که کاربرد اوليه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلا به عنوان يک عدد نبوده است.

     البته يونانيان هم خود را از اولين کسانی می دانند که در جای خالی از صفر استفاده می کردند. اما يونانيان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابليان نداشتند. اساسا دستاورد های يونانيان در زمينه رياضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت ديگر نيازی نبوده است که رياضيدانان يونانی از اعداد نام ببرند؛ زيرا آنها اعداد را به عنوان طول خط مورد استفاده قرار ميدادند.

     البته بعضی از رياضيدانان يونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در اين قسمت به اولين کاربرد علامتی اشاره می کنيم که امروزه آن را به اين دليل که ستاره شناسان يونانی برای اولين بار علامت  0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می ناميم. تعداد معدودی از ستاره شناسان اين علامت را به کار بردند و قبل از اين که سر انجام عدد صفر جای خود را به دست آورد، ديگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در رياضيات هند ظاهر شد.

     هنديان کسانی بودند که پيشرفت چشمگيری از اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ايجاد کردند. هنديان نيز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

     اکنون اولين حضور صفر را به عنوان يک عدد مورد بررسی قرار می دهيم: اولين نکته ای که می توان به آن اشاره کرد اين است که صفر به هيچ وجه نشان دهنده يک عدد به طور معمول نمی باشد. از زمان های پيش اعداد به مجموعه ای از اشياء نسبت داده می شدند و در حقيقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ويژگی های مجموعه اشياء نتيجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامی که فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را به عنوان عدد در نظر بگيرد با اين مشکل مواجه می شود که اين عدد چگونه در عمليات محاسباتی جمع، تفريق، ضرب و تقسيم عمل ميکند. رياضيدانان هندی سعی بر آن داشتند تا به اين سوالات پاسخ دهند و در اين زمينه نيز تا حدودی موفق بوده اند.

      اين نکته نيز قابل ذکر است که تمدن ماياها که در آمريکای مرکزی زندگی می کردند نيز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را به کار می بردند.

      بعد ها نظريات رياضيدانان هندی علاوه بر غرب، به رياضيدانان اسلامی و عربی نيز انتقال يافت. فيوناچی، مهم ترين رابط بين دستگاه اعداد هندی و عربی و رياضيات اروپا می باشد.

منبع :

 http://www.gap.dcs.st-and.ac.uk/~history/HistTopics/Zero.html

 پيام هاي ديگران ()

...........

وبلاگ ها و سايت هاي خوب

آنوژتیا در خون من است
رياضيات زيباست
انجمن ریاضی
مباحث علمي
کوچه رياضی
کانون دانش
Parssky
ملاصدرا
سيمرغ
پاکنویس
سايت هوپا
پارس پلانت
لبخند رياضي
یک ذهن خلاق
موجودات فضايي
سیری به سوی علم
اخبار و مقالات علوم و فناوری

امکانات

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب


طراح قالب
















frtnt-1000